تبليغاتX
شب سیاه
از خانه ی ماهی ها شبها صدای سرفه می آید!

سلام رفقا
بهمن پنجاه هفت بود! سرما بر ایران سایه افکنده بود و چه سرمایی! انقلاب به پیروزی خمینی رسید! اما چه بسیار بهمن هایی در دهه های پنجاه، شصت، هفتاد و هم اکنون هشتاد سرمای بهمن پنجاه و هفت را شاید هم سردتر و سردتر به یادمان می آورد! اگر آنها یک سال سرما کشیدند ما ده ها سال است که به خاطر خون رفقایمان سرمایشان را به تن خریداریم و شاید روزی رفقایمان به خاطر ما سردیشان را ارزان خریدار باشند!!!

آری رفیق درست فهمیدی سخن از آن روزگاران سردیست که تا صبح بیش از صدای بیست، سی،چهل و  ... گلوله طنین انداز شب می شد و برای کودکان لالایی می خواند. آری رفیق سخن از آن روزگارانیست که هوا بس ناجوانمردانه سرد بود اما کاش خلق این روزگار، سردی هوا را می فهمید. ای کاش می فهمید که کاظمی، زرافشان،باطبی،عزیزی،موسوی،حبیبی و..... در سردی همین شبها شکنجه شدند و بعضی هاشان مردند. آری مردند به دست سرد مردان روزگار کشته شدند!
آه می کشم! یاد سیاهکل می افتم و دندانهایم زنجیر می شوند زبانم لمس می شود و دهانم می خشکد. یاد سیاهکل می افتم و.....



به پرنیان شفق ز خون شراره دمید
ز سرخی اش شرری به هر ستاره رسید
گلوله بارد ز پا برآرد ز فرط آتش و خون
ز صبح صوره دمید
به سرخی هر ستاره اکنون
نشسته در تن شب نشان صبح سپید
ببین که شهر و جنگلها ز قهر آنان خونین است
رها به راه آینده ز خون آنان آزین است
شکوه روشنی فردا ز خون برآرد رنگ
بگو به میهن که خون بیژن،
ستاره گشت و از آن ز تن شراره دمید
به سرخی هر ستاره اکنون
نشسته در تن شب نشان صبح سپید
ز سرنگونی شب برون نگر همه جا
ز خشم و کینه خلق زبانه گشته بپا
که لاله هر یل که از سیه کل
فزون ندیدم مگر سرود آتش و خون
شهادت هر ستاره سازم
ز سرخ جلوه این تلاش و کینه فزون
رهایی خلق ایران نبرد ما را آئین است
و کهکشان فردایم ز خون آنان آزین است
شکوه روشنی فردا زخون درآرد رنگ
بگو به میهن که خون بیژن
ستاره گشت و از آن ز تن شراره دمید
بگو به سرخی هر ستاره اکنون
نشسشته در تن شب، نشانه صبح سپید

 

درود بر خون سرخ شهدای راه آزادی!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:36  توسط امير | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سال‌ها مي گذرند. فاصله‌ي سال‌هاي 1341 تا 1349 سال‌هاي ديگري است. محمدرضا شاه پهلوي پرچم‌دار انقلاب سفيد مي‌شود. سرمايه‌داري به روستاها سر مي‌زند. طبقه‌ي متوسط سر بر مي‌آورد؛ كالاهاي غربي بازار ايران را تصرف مي‌كنند. جبهه‌ي ملي و نهضت آزادي به ميدان مي آيند، جلال آل احمد غرب­زدگي را مي‌نويسد؛ جنبش‌ اسلامي روح الله خميني را مي‌يابد. حسن‌علي منصور ترور مي شود. طيب حاج رضايي شورش‌ پانزدهم خرداد ماه سال 1342را علم‌داري مي‌كند. خليل ملكي و ياران‌اش‌ محاكمه مي شوند. محمد‌رضا‌شاه در كاخ خود مورد سوء قصد قرار مي‌گيرد. تشييع جنازه‌ي غلامرضا تختي، صحنه‌ي اعتراض‌ به رژيم شاهنشاهي مي‌شود. كانون نويسنده‌گان ايران پا مي‌گيرد و اگرچه محمدرضا شاه تاج مي‌گذارد، شاعران نيم­خيز مي‌شوند و غبار جامه مي تكانند؛

نوشته های پیشین
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
سوداي سيمرغ(پريسا)
سیمرغ(حسام)
حواری خورشید(هژير)
مسافر(عطيه)
همیشه خالی(زينب)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان