![]() |
![]() |
|
| از خانه ی ماهی ها شبها صدای سرفه می آید! |
|
باز هم می گویم اگر هزاران بار
به تیغم کشند باز هم می گویم و هر بار با صدایی رسا تر چنان که او گفت چنان که ایشان گفتند ما نیز می گوییم به نام تفکر به نام آزادی به نام عقیده به یاد تمام کسانی که بر سر عقیده پایمردی کردن و تیغ کینه را بر جان خریدند می دونم که خیلی دیر شده می دونم که هزاران حرف نگفته مونده می دونم که هنوز حتی به اندازه نیم قدم هم بر نداشته ام اما چه کنم که دست تقدیر که به چندان به آن معتقد نیستم اینبار گریبانم را سفت می فشارد.از عزیزانی که منتظر ادامه بحث و گرفتن پاسخ بودن عذر خواهی می کنم. فرصت تنگ است همانگونه که نظر ها به سوی آزادی تنگ است. اگر ماندم و آزاد ماندم و آزاده حتما به سراغ شما دوستان گرامیم خواهم آمد. فعلا به دلایل فراوان معذورم از نا نوشتن و شرمسار. پست جدید ناگزیر و دور از چشم آن دگران در قسمت نظرات قلم خورده! اگر مایل بودید نیم نگاهی به آنچه بر ایشان گذشت و بر ما می گذرد بیندازید. باشد که راه رو حقیقی آزاد مردان تاریخ باشیم. بدرود تا درودی دوباره ( نرگس ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 14:37 توسط امير |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سالها مي گذرند. فاصلهي سالهاي 1341 تا 1349 سالهاي ديگري است. محمدرضا شاه پهلوي پرچمدار انقلاب سفيد ميشود. سرمايهداري به روستاها سر ميزند. طبقهي متوسط سر بر ميآورد؛ كالاهاي غربي بازار ايران را تصرف ميكنند. جبههي ملي و نهضت آزادي به ميدان مي آيند، جلال آل احمد غربزدگي را مينويسد؛ جنبش اسلامي روح الله خميني را مييابد. حسنعلي منصور ترور مي شود. طيب حاج رضايي شورش پانزدهم خرداد ماه سال 1342را علمداري ميكند. خليل ملكي و ياراناش محاكمه مي شوند. محمدرضاشاه در كاخ خود مورد سوء قصد قرار ميگيرد. تشييع جنازهي غلامرضا تختي، صحنهي اعتراض به رژيم شاهنشاهي ميشود. كانون نويسندهگان ايران پا ميگيرد و اگرچه محمدرضا شاه تاج ميگذارد، شاعران نيمخيز ميشوند و غبار جامه مي تكانند؛
|
| پیوندها |
|
سوداي سيمرغ(پريسا) سیمرغ(حسام) حواری خورشید(هژير) مسافر(عطيه) همیشه خالی(زينب) |
|
RSS
|