![]() |
![]() |
|
| از خانه ی ماهی ها شبها صدای سرفه می آید! |
|
یک، دو، سه عزت مرد، یک، دو، سه احمد بازداشت شد، یک، دو، سه امیر مرد، یک، دو، سه، اکبر هم مرد اما نه اینان از مردگان نیستند اینان از کشته شدگانند اینان کشتگان به دستهای پلیدند اینان دل به دریا افکنانند اینان نگهبانانند از آرمانهای سرخ و عهدهای راستین چه بسیار کسانی هستند که ما حتی نامشان را هم نمی دانیم. کاش آزادی سرودی می خواند! شکست سختی از استواریت خوردند پس اینبار منتظریم تا لب به سخن بگشایی
خانه كلمات تباه هَم كرده اند
روياها تباه هَم كرده اند
بادهاي مسموم ، بهارْ نارنج ها را مي پراكند
ايماژهاي ناروا
به روانم مي چسبد
پناه مي برم به گورستان
و از خواب هاي دي سوگوارم
از هجوم ارواحِ زنگي
خانه سياه ست
و طوفاني از سنگ هاي آسماني
بر جسم و جانم
مي كوبد
ارديبهشت
پی نوشت1:از هژیر و علی عزیز ساده مگذرید که جواب خوب و به جایی به سر مقاله محمد قوچانی در شهروند دادند. موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 14:34 توسط امير |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سالها مي گذرند. فاصلهي سالهاي 1341 تا 1349 سالهاي ديگري است. محمدرضا شاه پهلوي پرچمدار انقلاب سفيد ميشود. سرمايهداري به روستاها سر ميزند. طبقهي متوسط سر بر ميآورد؛ كالاهاي غربي بازار ايران را تصرف ميكنند. جبههي ملي و نهضت آزادي به ميدان مي آيند، جلال آل احمد غربزدگي را مينويسد؛ جنبش اسلامي روح الله خميني را مييابد. حسنعلي منصور ترور مي شود. طيب حاج رضايي شورش پانزدهم خرداد ماه سال 1342را علمداري ميكند. خليل ملكي و ياراناش محاكمه مي شوند. محمدرضاشاه در كاخ خود مورد سوء قصد قرار ميگيرد. تشييع جنازهي غلامرضا تختي، صحنهي اعتراض به رژيم شاهنشاهي ميشود. كانون نويسندهگان ايران پا ميگيرد و اگرچه محمدرضا شاه تاج ميگذارد، شاعران نيمخيز ميشوند و غبار جامه مي تكانند؛
|
| پیوندها |
|
سوداي سيمرغ(پريسا) سیمرغ(حسام) حواری خورشید(هژير) مسافر(عطيه) همیشه خالی(زينب) |
|
RSS
|