تبليغاتX
شب سیاه
از خانه ی ماهی ها شبها صدای سرفه می آید!

                                                    از خاوران تا انقلاب

بعد از گذشت تقریبا بیست سال از فاجعه ی شهریور 1367 وزارت اطلاعات به فکر افتاد باز به شکل دیگری جنبش چپ را در نطفه خفه کند اما ما فرزندان کشته های دهه ی شصت و اوایل دهه ی پنجاه ثابت کردیم که همه بر آرمانهای سرخ تا آخرین لحظه ایستاده ایم.
پروژه ی عظیم کشتارهای دسته جمعی فعالان چپ توسط وزارت اطلاعات پس از بیست سال با شکست وحشتناکی روبرو شد چرا که حضرات وزارتی فکر می کردند خون پاک آنان بر زمین جاری می شود و اجسادشان در گور می پوسد اما به بن بست بر خورد کردند و متوجه شدند که خون آنها نه تنها بر زمین ریخته نشده بلکه هنوز در رگها جریان دارد و نکته ی جالب آن است که بر خورد به این بن بست در زمان وزارت محسنی اژه ای است کسی که در کشتار دهه ی شصت از فعالان بود و از هیچ حرکت تروریستی قصور نکرد امروز متوجه اشتباه بیست ساله ی خود شد بعد از بیست سال خوشحالی که به قول خودشان گروهک های منافقین و مارکسسیستی را منحدم کردند امروز دیدند راه آنان هنوز ادامه دارد و این جنبش تا انقلاب پاینده خواهد ماند، البته منظورم همان میدان انقلاب است،برای رسیدن از دهه ی پنجاه(کشتار اعضای سازمان چریک های فدایی خلق)  و تپه های اوین به دهه ی هشتاد و خیابان انقلاب هزاران نفر به رگبار بسته شده اند و بر دار آویخته شده اند و حالا که در انتهای خیابان انقلاب هستیم برای رساندن این بار ثقیل به مقصد از هیچ تلاشی شانه خالی نمی کنیم و هشیاریم تا دوباره از مسیر خارج نشویم.
16 سال از تپه های اوین تا خاوران(67-51)، 11 سال از خاوران تا کوی دانشگاه(78-67) و حالاهشت سال از کوی تا دانشگاه تهران٬ به میدان انقلاب نزدیکیم اما تا آزادی راه بسیار طویل است!

 

پی نوشت یک: آزادی تمام رفقایم را به خانواده هایشان و دیگر رفقایشان تبریک می گویم و چشم انتظار پایان مقاومت رفقا در سرما و فشارهای اوین هستم تا آزادیشان جز انتظار و گریستن کاری نمی توان کرد.
پی نوشت دو: در برابر تمام پیگیریها و دلواپسیهای رفقای عزیزم  فقط عرق شرم از پیشانیم پاک می کنم و از همه ممنونم.
پی نوشت سه: من امیر حسن مهرزاد هستم نه امیر حسین و قرار وثیقه ی من هشتاد میلیون تومان است نه اعداد دیگری که در سایتهای مختلف اعلام شده.
پی نوشت چهار: هوا بس ناجوان مردانه سرد است!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:21  توسط امير | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سال‌ها مي گذرند. فاصله‌ي سال‌هاي 1341 تا 1349 سال‌هاي ديگري است. محمدرضا شاه پهلوي پرچم‌دار انقلاب سفيد مي‌شود. سرمايه‌داري به روستاها سر مي‌زند. طبقه‌ي متوسط سر بر مي‌آورد؛ كالاهاي غربي بازار ايران را تصرف مي‌كنند. جبهه‌ي ملي و نهضت آزادي به ميدان مي آيند، جلال آل احمد غرب­زدگي را مي‌نويسد؛ جنبش‌ اسلامي روح الله خميني را مي‌يابد. حسن‌علي منصور ترور مي شود. طيب حاج رضايي شورش‌ پانزدهم خرداد ماه سال 1342را علم‌داري مي‌كند. خليل ملكي و ياران‌اش‌ محاكمه مي شوند. محمد‌رضا‌شاه در كاخ خود مورد سوء قصد قرار مي‌گيرد. تشييع جنازه‌ي غلامرضا تختي، صحنه‌ي اعتراض‌ به رژيم شاهنشاهي مي‌شود. كانون نويسنده‌گان ايران پا مي‌گيرد و اگرچه محمدرضا شاه تاج مي‌گذارد، شاعران نيم­خيز مي‌شوند و غبار جامه مي تكانند؛

نوشته های پیشین
خرداد 1387
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
پیوندها
سوداي سيمرغ(پريسا)
سیمرغ(حسام)
حواری خورشید(هژير)
مسافر(عطيه)
همیشه خالی(زينب)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان